تبليغاتX
دلــــــــــــتـــــــنـــــــــــــگ


دلــــــــــــتـــــــنـــــــــــــگ

خدایا! هرگز نگویم که دستم را بگیر ، دانم که گرفته ای ، از عنایت خود رهایم نکن

مثل بچه ها دارم اشک میریزم

اقا جون باور کن اگر بری اذیت نمیشم

از اب شدنت بیشتر اذیت میشم

اقاجون من از تنهایی خیلی میترسم

عزیز یه بار رفت خلاص

اما من هر روز دارم صد بار میرم

من حتی میترسم بهت زنگ بزنم

میترسم که جواب ندی

میترسم که زنگ بزنم دایی بگم برو خونه اقاجون اینها ببین چه خبره

میترسم بازم زنگ بزنن بگن فشارش بالا رفته زود بیاین

میترسم از همه این دروغها که بوی جدایی میده

اقا جون خیلی دوست دارم

کسی نمیتونه درک کنه من چقدر دارم از داخل میترکم

دارم منفجر میشم

فکر کنم اگر بری خیلی ساکت بشم

خیلی زیاد

فکر میکنم اگر بری دیگه هیچی ازم نمی مونه

اقا جون از یهو از خواب پریدن و ترسیدن خسته شدم

ایکاش عزیز برگرده همه چیز برگرده

من از این انتظار خسته شدم

اشکای بی امان

واسه انتظار تلخ


نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390| ساعت 18:35| توسط دلـــتـــنـــــگ| |

سلام

صبح بیدار شدم چقدر جای خالیت سخت بود

یادش بخیر هر وقت خواب بد میدیدم زنگ میزدم با یه سلامت اروم میشدم

ولی دیشب خوابم خیلی بد بود

و کسی نبود ارومم کنه

ضربان قلبم به هزار تا رسیده بود

تازه یاد اون شب افتادم که از روی تخت افتادم و تا صبح نشستی و بیدار موندی که من خیالم راحت باشه

موقع رفتنت چشام باز کردم ولی از ترس اینکه نشینی دوباره الکی بستم که بری بخوابی...

نمیگم زودتر برگرد میگم زودتر اروم شو

اقاجون شمارش معکوسش شروع شده

من خیلی میترسم و ارومم

ترسی که با ارامش باشه خیلی وحشتناکه

صدای قلبمم خودم میشنوم

نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390| ساعت 11:57| توسط دلـــتـــنـــــگ| |


سلام

امروز شد دو روز

یعنی دقیقا اولین پیام خاموشی جمعه ساعت 4 بود 31 ساعت شده

اصلا غصه نمیخورم

دلمم تنگ نشده

فقط واسه اینکه اذیت نشی

امتحانمم خوب بود

نوشته شده در شنبه 8 بهمن1390| ساعت 23:10| توسط دلـــتـــنـــــگ| |

بعد فکر کنم 5 سال گوشیش خاموش کرده

ببینم چقدر میتونه خاموش بذاره

هر روز میشمارم

روزهاای سکوت رو

روزهایی که محکوم به سکوت هستیم

روزهایی که بال پرواز نداریم

شاید این امتحان ساخته شدن برای سخت ترین لحظه ها باشد

من که گفتم ارامشم بهم نمیریزه و ازادی هر طور خواستی زندگی کنی

تو همون خونه که جنس دیوارش از گل هست

همیشه هستی

حتی اگر جسمت توش نباشه

من کلیدش به کسی نمیدم فقط به خودت

هر وقت برگشتی درش به روت بازه

دلم میخواد از تو بنویسم از همه لحظات

از همه چیز

تو بهترین هستی

فرشته نجات من از مرداب زندگی

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390| ساعت 15:35| توسط دلـــتـــنـــــگ| |

سلام

تو راه

تلفن

دل من ریخت

مخصوصا با خوابهای دیشب

امیدوارم که نتونی خاموشش کنی

یا امیدوارم بیشتر از دو سه روز نتونی تحمل کنی

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390| ساعت 12:0| توسط دلـــتـــنـــــگ| |